در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمیرسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود. در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید. هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت. بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد. مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.
بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند. برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد. مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.
مالکیت طلبی ضمنی ممنوع قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد. این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید. مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.
روابط گذشته باید فراموش شوند زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید. البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام میداده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال میتوانید زمانیکه او مطلبی از گذشته میگوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید. مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگیهایتان را که دوست میدارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری میکنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.
قوانین عشق ورزی نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد. | |||
شما بانوان ایرانی که تازه ازدواج کردهاید یا شمایی که قصد ازدواج دارید یا شمایی که سالها زیر یک سقف با یکدیگر زندگی میکنید آیا از همدیگر شناخت کافی دارید؟ آیا تا به حال شده که با هم جنگ و جدل کنید؟ آیا پیش آمده که خوشیهایتان را با یکدیگر سهیم باشید؟ تفاوتی نمیکند که تازه چند روز است زندگیتان را آغاز کردهاید یا چند ماه است که با هم هستید، یا سالهاست که زیر یک سقف زندگی میکنید. به واقع تا چه میزان از همسرتان شناخت دارید؟ آیا اور ا به خوبی درک میکنید ؟ آیا او را به واقع دوست میدارید؟ آیا او شما را درک میکند و دوست دارد؟ آیا به خصوصیات اخلاقی یکدیگر آشنا هستید؟ میدانید زمانی که او عصبانی است چه باید بگویید و زمانی که سرحال است از او چه توقعی دارید؟ تمامی این موارد به برخورد شما با همسرتان ارتباط دارد. در ذیل پرسشهایی به صورت تستی مطرح شده است که شما باید با خواندن آن سریعا یکی از گزینهها را انتخاب کنید و با احساس واقعیتان به آن پاسخ بدهید. 1- آیا زمانی که همسرتان وارد منزل میشود با روی باز از او استقبال میکنید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 2- آیا زمانی که همسرتان خسته است، تقاضای خود را با او مطرح میکنید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 3- آیا زمانی که او بسیار خوشحال است، تقاضای خود را مطرح میکنید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 4- آیا زمانی که شما مشغول صحبت کردن با او هستید، همسرتان به روزنامه خواندن یا نگاه کردن به تلویزیون مشغول است؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 5- زمانی که شما عصبانی هستید، همسرتان از شما عصبانیتر است؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 6- زمانی که شما عصبانی هستید، او لبخند تحویلتان میدهد؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 7- زمانی که او عصبانی است، شما لبخند تحویل او میدهید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 8- در یک جمع خانوادگی یا دوستانه او را با نام کوچک صدا میزنید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 9- اگر در جمع بلند صحبت کند و کمی گفتههای او اغراق آمیز باشد، میان حرف او میپرید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 10- زمانی که با یکدیگر بیرون میروید، پیشنهاد شام را او میدهد؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 11- اگر خدای ناکرده برای یکی از اعضای خانوادهتان اتفاقی پیش بیاید، او نسبت با این مسئله بیاهمیت است؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 12- اگر برای یکی از اعضای خانواده شوهرتان اتفاقی بیفتد، نسبت به آن مسئله بیاهمیت هستید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 13- آیا او هر ماه برای شما یک هدیه حتی کوچک، تهیه میکند؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات 14- آیا شما هر ماه برای او یک هدیه حتی کوچک، تهیه میکنید؟ الف- بلی ب- خیر ج- گاهی اوقات
پاسخ: از 14 گزینه بالا اگر شما به 10 گزینه پاسخ مثبت (بله) بدهید، به این معنی است که نسبت به او احساس واقعی دارید. اگر پاسخ 10 گزینه منفی(خیر) بود، به این معنی است که نسبت به او آن چنان دلگرم نیستید و از او شناخت ندارید . اگر پاسخ 10 گزینه (گاهی اوقات) بود، به این معنی است که شناخت شما از یکدیگر و برخوردتان با هم در حد مناسبی نیست! | |||
اخـیـراً مـقـاله ای در یـکـی از روزنــامهها افراد را از خطرات احتمالی گـرفـتـن کـمـکهای تخـصـصی در زنــدگیهای زنـاشـوییشان هشـدار داد. در ایـن مـقـاله چـندین مثال از مـواردی آورده شـده بـود کــه در آن این متخصصین به جای بهـبـودی بـخـشـیدن بـه زنـدگـــی دو نفر، برعکس صدمات بیـشـتـری نـیـز بـه آن زده انـد. بـه عـقـیده ی من، اکثر این مـتـخـصـصین درمـانـی از درمـــانهای موافق و مساعد با ازدواج استفاده نمی کند. حتی گاهی بعضی از آنها طلاق را به عنوان یکی از اصلیترین راه چارهها میبینند. با این وجود، درست نیست زمانی که برای مشاوره پیش این افراد میروید، کودک را همراه خود نبرید. اما متخصصین درمانی هم هستند که واقعاً در زندگی افراد ایجاد تحول میکنند، همه ی این متخصصین مثل هم نیستند. در اینجا نکات و راهنماییهایی برایتان بیان میکنیم که در چنین موقعیتهایی از آنها استفاده کنید: 1- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما آموزشهای تخصصی را پشت سر گذاشته است و در زمینه درمان زناشویی تجربه داشته باشد. اکثر اوقات درمانگران میگویند که درمانهای مربوط به زوجین را انجام میدهند اما این زوجین حتماً زن و شوهر نیستند، یعنی این درمانها به واقع درمانهای زناشویی نیست. ممکن است درمانهایی بین دو شریک یا هر دو نفر درگیر را انجام داده باشند، نه زن و شوهرها. البته درمانهای آنها متفاوت است. برای درمان زناشویی مهارتهای خاصی را طلب میکند. به همین دلیل، خجالت نکشید و حتماً از درمانگرتان در مورد آموزشها و تجربههایش سوال کنید. 2- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما تمایل دارد که مشکلات زناشویی شما را از بین برده یا برای آنها راه حلهایی پیدا کند تا اینکه شما را به سمت طلاق بکشاند. از او بخواهید که آماری از نتایج کار خود را به شما ارائه دهد، تا ببینید چند درصد از افراد به زندگی خود برگشته اند و چند درصد طلاق گرفته اند. البته ممکن است درمانگر شما جواب قانع کننده ای ندهد، اما واکنش و عکس العمل او به این مسئله میتواند همه چیز را برایتان بیان کند. باید مطمئن شوید که هدف اول و آخر درمانگرتان کمک به شما برای حل مشکلاتتان است نه رهایی آنها. 3- باید بتوانید با درمانگرتان احساس راحتی و اعتماد داشته باشید—و اینکه او دردها و احساسات شما را میفهمد. اگر میبینید که درمانگرتان ازشما یا از همسرتان طرفداری خاص میکند، مطمئناً قابل قبول نیست. یک متخصص درمانی خوب باید هر دو جانب را خوب درک کند و به آنها کمک کند تا برای حل مشکلاتشان با هم مشورت کنند. اگر میبینید با نظرات درمانگر خود موافق نیستید، حتماً با او در میان بگذارید. اگر درمانگرتان از این مسئله استقبال کرد، نشانه ی خوبی است اما اگر نظرتان را نادیده گرفت، مسلماً اشکالی وجود دارد. 4- ارزش و عقاید خود درمانگر در مورد ارتباطات زناشویی مطمئناً نقش کلیدی در این مسئله بازی میکند. مطمئناً راههای زیادی برای دوست داشتن و ماندن با همسرتان وجود دارد، پس اگر درمانگرتان اعتقاد دارد که برای این منظور فقط یک راه هست، حتماً سراغ متخصص دیگری بروید. و اینکه گاهی بعضی افراد تصور میکنند که درمانگرها به قطع میدانند که چه زمانی عمر یک زندگی تمام شده است . باید طرفین از هم جدا شوند، اما اینطور نیست، آنها چنین دانشی ندارند. پس اگر دیدید که درمانگر شما چنین اظهاراتی داشت، باز هم سراغ متخصص دیگری بروید. 5- اطمینان یابید که شما، همسرتان و درمانگرتان برای این مسئله هدف تعیین کنید. در غیر اینصورت هر هفته بدون هیچ تغییری خواهد گذشت و هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد. و خط درمانی شما هیچ سمت و سویی نخواهد داشت. و زمانی که هدف تعیین میکنید، همه ی تلاشتان باید معطوف به آن باشد و یک لحظه از آن غافل نشوید. اگر باز هم متوجه هیچ تغییری نشدید و هیچ بهبودی در طی یک یا دو جلسه مشاوره انجام نگرفت، باید حتماً این را با مشاور خود در میان بگذارید. 6- عقیده ی من این است که زوجهایی که زندگیشان دچار بحران شده است از نعمت این که بتوانند به گذشته و روزهای خوش فکر کنند و از آن برای حل مشکلات خود کمک بگیرند محروم هستند. اگر مشاور شما روی گذشته تکیه دارد، از او بخواهید که رویکردی نیز به آینده داشته باشد. 7- مطمئن باشید که برای همه ی مشکلات زناشویی درمانی هست. نگذارید که مشاورتان به شما بقبولاند که تغییر غیر ممکن است. انسانها هیچ گاه قابل پیش بینی نیستند و هر آن ممکن است کاری غیر منتظره به خصوص برای کسانی که دوستشان دارند انجام دهند. 8- بیشتر از هر چیز به غریزه خود اعتماد کنید. اگر مشاور درمانی شما قصد کمک داشته باشد، شما حتماً احساس خواهید کرد و همینطور برعکس این مسئله. 9- در آخر، بهترین راه برای پیدا کردن یک مشاور ازدواج خوب، استفاده از تجربیات دیگران است. اگر یک درمانگری واقعاً خوب باشد، افراد از او راضی خواهند بود و این مسئله دهان به دهان خواهد گشت. در این مورد میتوانید از تجربیات افرادی که قبلاً با آن مشاور کار کرده اند استفاده کنید. با همهی این مسائل میگویم که خوب است که از یک مشاور درمانی استفاده کنید. همیشه گرفتن توصیههایی از شخص سوم مفید است. او میتواند شما را در مشکلاتتان راهنمایی کند. اما در انتخاب آن شخص سوم دقت کنید. | |||